

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ؟ /1/
وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ ؟ /2/ الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ /3/
وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ ؟ /4/
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا /5/
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا /6/
آيا سينه ات را ) به نورى از سوى خود ( گشاده نكرديم ؟ «1»
و بار گرانت را فرو ننهاديم ؟ «2»همان بار گرانى كه پشتت را شكست «3»
و آوازه ات را برايت بلند نكرديم ؟«4»
پس بى ترديد با دشوارى آسانى است «5»
)آرى) بى ترديد با دشوارى آسانى است
اعترافاتی از یک مفتی سنی(بدر الدین حسون)
با وجود تمام احترامی که به برادران اهل سنت دارم،وبا وجود تمام دغدغه هایی که برای نزدیکی مذاهب اسلامی و وحدت مسلمانان دارم.ولی گاهی وقتها به اصول و اعتقاداتی در مذهب تسنن بر می خورم که به هیچ وجه برای من قابل قبول نیست. از جمله احترام به بعضی شخصیتهایی که با
وجود اینکه صحابه پیامبر(ص) بودند و پیامبر(ص) را درک کردند ولی از بزرگترین دشمنان اســــــــــلام بودند، و به خصوص معاویه.احــــترام اهل سنت به چنین کسانی گاه با سایر اعتقادات خودشــــــان هم در تناقض قرار مي گيرد.مثلا چگونه مــــیتوان در آن واحد به امام علی(ع) و معاویه ارادت داشت،در حــــــــالیکه این دو نفر کاملا دشمن هم بودند و حتی دشـــــــمنیشان به جنگ هم کشیده شد.همينطور در مورد عمر عاص و ابو سفيان.
خوشبختانه در سالهاي اخـــــــــير و خصوصا پس از دستاوردهاي سياسي- ديني حركتهاي شـــيعه در جهان عرب، صـداهاي معترضي از ميان برادران اهل سنت به گوش مي رسد كه در صدد اصـــــــلاح اين اوضاع مي باشد.الان تعداد روحانيون و نويسندگان اهل سنت كه با ديد صحيح و واقع بينانه به معاويه نگاه ميكنند در حال افزايش است. يكي از نمونه ها ي اين متفكرين و شخصيتها فيصل القاسم است .وي كه از مهمترين نويسنده ها ي عرب مي باشد و از طرف بعضي موسسات بين المللي به عنوان يكي از بيست شخصيت تاثير گذار جهان در افكار عمومي انتخاب شده است،در مقاله اي كه با عنوان"معاویه از قبرش برعالم حکومت میکند" در سايتی وابسته به شبكه الجزیره منتشر شد،معاويه را آغازگر سلطنت طلبي و ديكتاتوري و حکومت وراثتی در جهان اسلام دانست و حكام فعلي كشورهاي عربي را هم به او تشبيه كرد.اين مسئله در ميان نويسندگان و روزنامه نگاران باقي نماند بلكه به ميان روحانيون و حتي مفتي هاي روشنفكر سني هم قدم گذاشت و در حال حاضر تعداد زيادي از روحانيون اهل سنت، اعتقاد دارند كه بعضي از صحابه رسول اكرم(ص) پس از وفات ايشان،دچار انحراف و حتي نفاق و دشمني با اسلام شدند.
فيلمي كه در اين پست قرار داده ام مربوط به يكي از مفتي هاي برجسته دمشق است كه به يك سري نكات جالبي اعتراف مي كند.از جمله اينكه بزرگان اهل سنت،حق مطلب را در مورد حادثه عاشورا و شهادت امام حسين(ع) ادا نميكنند،چون مي دانند كه نزديكي به عاشورا و فهم فلسفه و عللش به معناي نزديكي به تشيع است.ثانيا معاويه يزيد را به زور اسلحه و رشوه به حكومت رسانده است و علماي اهل سنت حقايقي را از ديد عامه مردم مخفي مي كنند تا آنها به تشيع گرايش پيدا نكنند و...
اين مفتي برجسته در پايان سخنانش ميگويد كه كسي كه با زور اسلحه برايش بيعت گرفته مي شود يا اينكه با تقلب و رشوه دهي انتخاب مي شود، اميرمومنين نسيت، همه مي دانند كه مصداق اولي يزيد(لعنة الله عليه) است ولي مصداق دومي(انتخاب با رشوه دهي و تقلب) كيست؟؟!به نظر من او خواسته كه با اشاره، چيزي را به مسلمانان بفهماند.ديگه بيشتر از اين راهنمايي نميكنم .
براي فيلم زير نويس فارسي هم گذاشته ام و مشكلي در اين مورد نخواهيد داشت.

سلام من این خبر ناراحت کننده را از سایت ابنا برداشتم و خواستم تا شما هم با خبر بشید
البته یک خبر خوشحال کننده و امیدوار کننده هم براتون بگم که
«ماشا اليلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسیزبان است. او حدود 2 سال پيش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زيبا مطرح بود و شهرت و محبوبيتش با اوج گرفتن "گروه رقص و موسیقی فابریک" در روسيه، به بالاترین حد رسید. 
اما ماشا همانقدر که بسرعت در آسمان شهرت و محبوبیت طلوع كرد خيلي زود نیز از صحنه ناپدید شد. اين امر نه به دليل افول ستارهي بخت وی بود و نه به علت از دست دادن "زیبایی چهره" یا "سحر صدا" ؛ بلکه به این دلیل بود که: «ماشا مسلمان شد و لباس عفت و ایمان را بر درخششهای کاذب دنیوی ترجیح داد».
تفاوت بزرگ او با بسياري از هنرمندان و خوانندگان ديگري كه اسلام و حجاب را برگزيدهاند در اين است كه وي در اوج شهرت و در زماني كه تازه پيشنهادهاي اغواكننده به سوي او رهسپار شده بود حجاب و عفاف را انتخاب كرد و به بيعفتي و جلوهگري پشت پا زد.
وي مسلمان شدنش را "لطف خدا" ميداند و ميگويد پس از اسلام آوردن احساس خوشبختي ميكنم. ماشا معتقد است میل به عبادت خداوند، در فطرت همه انسانها نهاده شده است، پس اگر کسی میخواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد. او تأكيد ميكند: «اگر كسي نمیتواند راجع به خدا بیاندیشد حداقل سعی کند از خودش رهایی یابد و پلیدیهای نفسش را مهار نمايد؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی».
ماشا كه زني تحصيلكرده است و به پنج زبان اروپايي تسلط دارد، به "غفلت مدرن مردم در عصر اطلاعات" اشاره ميكند و ميگويد: «امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشدهاند لحظهای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهودهاي که چشم و گوش مردم این دوران را فرا گرفته است كمي اندیشه کنند».
وي در پاسخ به اين سؤال كه: "چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می گروند از بین اهالی هنر و موسیقی هستند؟" ميگويد: «چون اسلام نسبت به اديان ديگر، محکمترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند و راه اسلام سعادتبخش است.» و ادامه ميدهد: «امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شدهام، پس خوشبختم».
ماشا اليليكينا، ستاره سابق سينما، رقص و موسيقي، اينك حجابي اسلامي در بر دارد و به تدريس در مدارس مشغول است. وي ميگويد از جلوههاي كاذب سابق متنفر است و اميد دارد مردم با ديدن عكسهاي نامناسبي كه سابقاً از او در اينترنت منتشر شده است عبرت بگيرند و بدانند كه ميتوان به سوي خدا بازگشت، توبه كرد و از نو متولد شد.
توجه به تحول و بازگشت اين هنرمند جوان، براي جوانان بسيار آموزنده است؛ بويژه براي دختران مسلماني كه گاه با وسوسههاي مختلف، و تحت تأثير زرق و برقهاي ظاهري تمدن غرب، قدر گوهر وجود خود و نيز قيمت ارزشهايي نظير حجاب را نميدانند.
این هم قسمتی از مصاحبه ای است که با ماشا انجام شده است:
ــ چطور شد که تمام موفقیتها و درخششهای خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟
ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.
ــ در زمانی که يك خواننده بودي آيا فکر میکردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟
ماشا: نه ؛ حتی به ذهنم خطور هم نمیکرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب ـ یعنی آب زمزم ـ بنوشم.
ــ آیا راهی که برای مسلمانشدن طی کردی، مسيری طولانی بود؟
ماشا: من دو سال است که مسلمان شدهام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزديكترين دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمیدانستم که چطور میتوانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم.
روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را ميدیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!» ، من در آن لحظه بسيار گریستم ؛ زيرا براي اولين بار در زندگيام بود كه چیزی از خدا ميخواستم.
ــ در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟
ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس میکنم. ضمناً برخی از نتهای مجاز شرعی را نیز مینویسم.
ــ آیا موسیقی هم گوش میدهی؟
ماشا: بله ؛ کارهای "گروه ریحان"، "گروه سامی یوسف" و "گروه کت استیونس" ( که پس از اسلام آوردن نام خود را "یوسف اسلام" گذاشت) را گوش میکنم.
ــ آیا چیزی از قرآن هم آموختهای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه کنی؟
ماشا: در ابتدا فکر میکردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد ؛ اما آن را شروع کردهام و خیلی هم آن را دوست دارم و فکر میکنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد.
ــ چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می گروند از بین اهالی هنر و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟
ماشا: اسلام نسبت به اديان ديگر، محکمترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند. راه اسلام سعادتبخش است.
ــ از اينكه مسلمان شدهاي چه احساي داري؟
ماشا: احساس خوشبختي. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شدهام، پس خوشبختم.
ــ و چه تفاوتي با قبل داري؟
ماشا: ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسانها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم.

ــ آیا گاهی به موفقیتها و درآمد سابق خود فکر نمیکنی؟ حسرت آن دوران را نميخوري؟!
ماشا: آن جلوهها، پس از مسلمان شدن، برایم بیارزش و منفور هستند.
ــ از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی میکنی هراس نداری؟
ماشا: نه نمیترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود میدانم که دیگران را از راه گمراهی باز دارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.
ــ از اینکه عکسهای سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟
ماشا: من خودم دوست ندارم به این عکسها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند که انسان میتواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان میتواند توبه کند و با انجام کارهای خوب، تمام سیاهیهای گذشتهاش را پاک کند، ان شاء الله.
ــ اينك چه چيزي از "اسلام" ميتواني به ديگران بگويي؟
ماشا: اسلام میگوید: «اگر نمیتوانی راجع به خدا بیاندیشی حداقل سعی کن از قيد خودت رهایی یابی و پلیدیهای نفست را مهار کنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر کسی میخواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد.
ــ چه پيامي برای مسلمانان داري؟
ماشا: آرزو میکنم که کارهای نیک و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانههای آنان ببارد.
ــ و برای غیر مسلمانان؟
ماشا: امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشدهاند لحظهای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهودهاي که چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است كمي اندیشه کنند.
من که بهش آفرین میگم چون کمتر کسی پیدا میشه که چنین کاری بکنه.
|
قانون عملی پيامبر (ص) در مقابل مخالفان | ||||
|
| ||||
رسول خدا(ص) به طور مطلق از مجادله و مباحثه نهی نكرده است، بلكه از آن سخن و گفتوگويی كه نيكوتر نيست منع كرده است، همچنان كه خداوند متعال میفرمايد: «و لا تجادلوا اهل الكتاب الا بالتی هی احسن».
| ||||
|
برخی مجادله و مباحثه را در دين نهی كرده و اعتقاد خود را به پيامبر(ص) نسبت میدهند و اين در مقابل اين نظر است كه پيامبر(ص) به طور مطلق از مجادله نهی نكرده است، بلكه از آن سخن و گفتوگويی كه نيكوتر نيست منع كرده است، همچنان كه خداوند متعال میفرمايد: «و با اهل كتاب جز به شيوهای كه نيكوتر است مجادله مكنيد.» در اينجا با بيانات گهربار ائمه(ع) اثبات میكنيم كه نظر دوم بر حق است. |
ترجمه جعفر جعفريان
سالهاست که تصويري به عنوان تصوير نوجواني رسول خدا (ص) در ايران انتشار مييابد. بسياري از مردم در عين نشان دادن علاقه شان به اين تصوير، اين پرسش را مطرح ميکنند که تصوير ياد شده از کجا آمده است؟ شنيده شده است که کساني در پاسخ ميگويند اين تصويري است که بحيراي راهب در سفري که حضرت به همراه عمويش ابوطالب به شام داشت، آن را کشيده است. اما در واقع درستي اين پاسخ در معرض ترديد قرار دارد.
مقاله زير کوششي است براي بازشناسي منبع اصلي اين تصوير. نويسنده استدلالهاي خاص خود را دارد و تلاش کرده تا نشان دهد اصل اين تصوير از کجا آمده است. شايد باب بحث در اين باره همچنان باز باشد.
عجالتا اين مقاله را ترجمه و در اختيار خوانندگان عزيز قرار ميدهيم. عنوان اصلي مقاله چنين است:
The Story of Picture
Shiite Depictions of Muhammad
Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont
در مجله
ISIM Review 17
Spring 2006
pp. 18-19
شيعيان ايران سابقه ديرينهاي در به تصوير کشيدن اعضاي خاندان حضرت محمد(ص) و خود ايشان دارند. از اواخر دهه نود، پوسترهاي پرفروشي منقش به تصوير حضرت محمد(ص) در ايران چاپ شده است که در آنها حضرت محمد به صورت جواني خوشچهره تصوير گرديده است. اين پوسترها امروزه با استفاده از فناوريهاي روز و ابزارها و تکنيکهاي مختلف توليد ميگردند. با وجود اين، ساختار تصاوير هنوز سنتي هستند، پس زمينه آنها رنگ سادهاي دارد و رنگها به سادگي در کنار يکديگر قرار گرفتهاند. به علاوه، اين تصاوير همواره خصوصيات و صفاتي دارند که تمايز آنها را از ديگر عکسها آسان ميسازد، به عنوان مثال شمشير دو لبه حضرت علي(ع).
اما تصويري که در اينجا بدان خواهيم پرداخت، اساسا با تصاوير قبلي متفاوت است: اين تصوير نوجواني خوشقيافه با چشماني لطيف و چهرهاي دلنشين را نشان ميدهد که تا حد زيادي يادآور نقاشيهاي اواخر رنسانس است، به خصوص تصاوير نوجواناني که توسط Caravagio کشيده شده، همچون پسري با سبد ميوه (Boy Carrying a Fruit Basket رم، گالري Borghese) و يا پدر جان تمهيد دهنده (Saint John The Baptist موزه Capitole). همان نرمي مخملشکل گونهها، همان دهان نيمه باز و همان نگاه نوازشگر. هرچند نسخ متفاوتي از اين تصوير وجود دارد، اما همه آنها صورتي جوان را نشان ميدهند که اغلب در زير آنها نوشته شده محمد رسول الله و يا حتي اطلاعات دقيقتري درباره دورهاي از زندگي محمد(ص) که اين عکس بدان متعلق است و حتي منبع عکس داده شده است.
يک اکتشاف جالب
در سال 2004، در حين بازديد از يک نمايشگاه عکس مختص به دو عکاس Lehnert و Landrock، تصادفا موفق به کشف ريشه اين پوستر ايراني شديم و آن عکسي بود که Lehnert بين سالهاي 1904 و 1906 در تونس گرفته بود، و سپس در اوايل دهه بيست به صورت کارت پستال چاپ و توزيع شده بود.
Radolf Franz Lehnret ـ 1878 – 1948 ـ که اهل جمهوري چک امروزي بود، در سال 1904 به همراه Ernst Heinrich Landrock ـ 1878 – 1966 ـ آلماني به تونس آمد، اولي به عنوان عکاس و دومي به عنوان ناشر و مدير. از آنجايي که Lehnret در سال پيش از آن اقامتي کوتاه در تونس داشت، علاقه زيادي به مناظر طبيعي و ساکنان آنجا پيدا کرده بود. شرکت اين دو (L&L) به صورت تخصصي به چاپ تصاوير از مناظر زيبا در تونس و مصر ميپرداخت و هزاران عکس و کارتپستال از اين مناطق چاپ نمود.
به گزارش كتابخانه تاريخ اسلام و ايران، Lehnert که در موسسه هنرهاي گرافيکي وين تحصيل کرده بود، روابطي با اعضاي جنش pictorialist که عکاسي را به عنوان اثر هنري ميدانستند، داشت. عکسهاي Lehnert نه تنها بيابان، تپههاي شن روان، بازارها و مناطق محلي تونس را نشان ميداد، بلکه شامل تصاويري از پسران و دختران نابالغ جوان بود که سني بين کودکي و نوجواني و چهرهاي بين زن و مرد داشتند. اين تصاوير معمولا مطابق سليقه مشتريان اروپايي تهيه شده بود که تصويري وسوسه انگيز و وهمآميز از شرق داشتند.
Lehnret بدون شک در تهيه عکسها از اين مساله استفاده نموده، ولي نبوغ قابل توجهي نيز به خرج داده است. عکسهاي او به صورت چاپ نقره اي، گراورسازي شده و چهاررنگ چاپ شده است. اکثر اين کارت پستالها از سال 1920 در آلمان چاپ شده و در مصر پخش شده است.
چاپها و متنهاي منطبق
هيچ شکي نيست که کارت پستال نشان داده شده در شکل 1، که براساس شماره گذاري L&L، شماره آن 106 است به عنوان مدل پوسترهاي ايراني مورد استفاده قرار گرفته است. به علاوه، نام کارت پستال شماره 106 محمد است، که اين خود به تنهايي ميتواند نشان دهد که چرا تصويرگران ايراني آنرا به عنوان مدلي از حضرت محمد(ص) انتخاب نمودهاند. بدون شک، همه نسخ موجود از اين عکس، همه از عکس شماره 106 الگوبرداري کردهاند با اين تفاوت که نسخ اوليه به عکس اصلي شبيه ترند. بدين ترتيب، Lehnret ناخواسته در قلب يک اسطوره قرار گرفته است.
سوال درباره ارتباط بين توصيف مرسوم از چهره پيامبر و چهره جوان تونسي، هنوز بدون پاسخ مانده است. تصوير نمايشگر چهره يک نوجوان خندان است، با دهاني نيمه باز، عمامهاي بر سر و گل ياسمني بر گوش. همين چهره در کارت پستالهاي ديگري و تحت عناوين ديگري از قبيل احمد، جوان عرب و غيره تصوير شده است.

کشف مسيري که باعث گرديده تصاوير چاپ شده در دهه بيست به دست ناشران تهران و قم در دهه نود برسد، براي ما ممکن نبوده است. اما اين سوال وجود دارد که چه چيزي باعث شده که ناشران ايراني شباهتي بين پيامبر اسلامي در سنين نوجواني و تصوير يک جوان تونسي بيابند؟
قبل از جنگ جهاني اول، تصوير محمد در مجله National Geographic در ژانويه سال 1914 و تحت مقالهاي با عنوان اينجا و آنجا در شمال آفريقا چاپ شد که زير آن نوشته شده بود عربي با يک گل. در دهه بيست، کارت پستالهاي تونسي L&L بين سربازان فرانسوي در شمال آفريقا بسيار محبوب بود. در دهههاي هشتاد و نود، کتب متعددي شامل عکس اين نوجوان چاپ شد، ولي اغلب آنها عنواني غير از محمد به عکس دادهاند.
در نسخ ايراني فعلي، اصلاحاتي روي تصوير انجام شده و از فريبندگي چهره نوجوان چيزهايي نگه داشته شده است ولي از زيبايي جذاب آن کاسته شده است. شانه سمت چپ اندکي با پارچه پوشانده شده است و دهان و چشمها اندکي اصلاح شده است. به طور کلي ميتوان گفت که هنرمندان ايراني سعي کردهاند جنبههاي زيبا پسندانه تصوير Lehnert را کاهش دهند و تصوير را از حالت جذاب خارج نموده، به آن زيبايي مقدسي ببخشند.

عنوان يکي از پوسترها (تصوير 2) اين است: تصوير روحاني حضرت محمد، در سن 18 سالگي در همراهي عمويش در يک سفر تجاري از مکه به دمشق. به علاوه ادعا شده است که اين تصوير توسط يک کشيش مسيحي کشيده شده و تصوير اصلي آن در موزه رم قرار دارد.
ريشه مسيحي؟
همانطور که پيش از اين نيز گفته شد، برخي از نوشتهها براي اين اثر ريشهاي مسيحي قائلند، و نه يک ريشه اسلامي که اين مساله مسلمانان را از گناه نگاه به صورت پيامبر و يا تصويرگري چهره وي، مبري ميسازد. به علاوه، اين مويد اين مطلب است که مسيحيان حضرت محمد [ص] را در همان سنين کودکي به عنوان شخصيتي الهي پذيرفته اند. اين داستان از يک کشيش مسيحي کاتوليک يا ارتدکس به نام بحيرا صحبت ميکند که بر اساس داستان، در حين گشت و گذار حضرت در سوريه وي را براساس نشانه پيامبري بين شانههايش بازشناخته است. پيامبر آينده بايد ميگفته است: «هنگامي که من به آسمان و ستارهها مينگرم خود را بالاتر از ستارهها مييابم». به همين دليل است که در بعضي عکسها ستارههايي در پس زمينه عکس ديده ميشود.
هرچند که هيچ توصيفي درباره چهره حضرت محمد(ص) در نوجواني وجود ندارد، ولي توصيفاتي از چهره وي در بزرگسالي گفته شده است: گفته شده که وي پوستي سفيد داشته، چشماني سياه، گونههايي صاف، ابروان پرپشت و کمانگونه. دنداندهاي مرتب و مويشان کمي موجدار بوده است. اين خصوصيات در مورد نوجوان تصوير شده در پوسترهاي ايراني ديده ميشود. در حقيقت اين تصويري از يک تصوير و نمايشي از يک نمايش است. به عبارت ديگر، تصويرگران ايراني مدلي از حضرت محمد(ص) را انتخاب کردهاند که نمايانگر زيبايي، جواني و توازن است.

مقدمه
در سخنان رسول خدا و ائمه اطهار علیهم السلام، کلمات اهل بیت، عترت، آل محمد و قربی، آل رسول زیاد به چشم میخورد. اکنون باید دید اینان کیستند و چه خصوصیاتی دارند.
اهل بیت همچون کشتی نوح
رسول خدا بارها سخن از اهل بیت و عترت خود به میان آورده و راجع به آنها فضائلی را بیان فرموده است، از آن جمله:
ابوذر میگوید روزی پیامبر فرمود:« مَثَل اهل بیت من در میان شما مَثَل کشتی نوح است. هر کس به این کشتی سوار شود، نجات مییابد و هر کس نپذیرد، غرق میشود.»
و نیز فرمود:«اهل بیت مرا مانند سر بدانید نسبت به بدن، و مانند دو چشم نسبت به سر، چون بدن بدون سر راه نجات نمییابد و سر بدون چشم هدایت نمیگردد.»
و نیز در حدیث متواتر دیگری آمده است که رسول خدا فرمود:«من در بین شما دو چیز گرانبها و پرارزش باقی میگذارم: یکی کتاب خدا، قرآن، که ریسمانی است از آسمان به زمین، و دیگری عترت (اهل بیت) من. آگاه باشید که این دو هرگز از یکدیگر جدا نمیگردند تا در روز قیامت بر من در حوض کوثر وارد شوند. ای مردم، به کتاب خدا چنگ بزنید چرا که در آن هدایت و نور است، و شما را در مورد اهل بیتم سفارش میکنم.» و این جمله را سه بار تکرار فرمود.
اهل بیت (عترت) پیامبر چه کسانی هستند؟
ابن عباس میگوید:
روزی رسول خدا برای ما خطبهای خواند و فرمود:« ای گروه مردم! اهل بیت من اقوام نزدیک من و فرزندانم هستند. آنها گوشت و خون منند. از شما در روز قیامت درباره آنها سؤال میشود. بدانید که با آنها چه رفتاری خواهید داشت. هر کس آنها را آزار کند مرا آزار کرده و هر کس به آنها ستم کند به من ستم کرده است. یاری آنها یاری من و عزّت آنها عزّت من است. هر کس «هدایت» را از غیر آنها طلب کند، مرا تکذیب کرده است. از خدا بترسید، که هر کس با آنها دشمنی کند من با او دشمنم و هر کس را که من دشمن او باشم وای بر او!»
آل محمد در تفسیر فخر رازی
فخر رازی یکی از علمای بزرگ اهل تسنّن است که در کتاب تفسیرش میگوید:«آل محمد یعنی کسانی که بیشترین تعلّق را به رسول خدا دارند و شکی نیست که علی و فاطمه و حسن و حسین به او از سایرین نزدیکترند. و این امری بسیار معلوم و متواتر است که آنها آل محمدند. اگر کسی بگوید آل محمد بستگان پیامبرند، باز هم آن چهار نفر خواهند بود. و اگر کسی بگوید آل محمد امّت پیامبرند، باز هم آن چهار نفر آل محمد هستند. پس در هر حال، علی و فاطمه و حسن و حسین، آل محمد هستند.»
قربی در تفسیر بیضاوی
و نیز بیضاوی در تفسیر خود این روایت را آورده است که:
رسول خدا این آیه را تلاوت فرمود : « قل لا أسألکم علیه اجراً الا الموده فی القربی » _سوره شوری، آیه 23_ (بگو من هیچ اجری برای رسالتم از شما نمیخواهم، مگر محبّت و مودّت نسبت به خاندانم.»
ابن عباس می گوید:« وقتی این آیه نازل شد، به رسول خدا عرض کردم:« منظور از خاندان شما چه کسانی هستند که خداوند دوستی آنها را بر ما واجب کرده است؟»
پیامبر فرمود:« علی و فاطمه و فرزندان آنها »
و این جواب را سه بار تکرار فرمود.
عترت پیامبر
و نیز امام صادق علیه السلام از پدرانش نقل می کند که روزی رسول خدا فرمود:«من از میان شما میروم و دو چیز ارزشمند در بین شما باقی میگذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم.»
در این هنگام جابربن عبدالله انصاری برخاست و پرسید:«یا رسول الله! عترت شما کیانند؟»
رسول خدا فرمود:«علی و حسن و حسین و امامان از فرزندان حسین که نهمین آنها مهدی است که قیام خواهد نمود.»
مراجعه کنید به:
اهل سنت و اهل بیت
منابع:
بحار الانوار، ج 23، باب 7، ص 104 تا 166.
بحار الانوار، ج 23، باب 13، ص 228 تا 253.
بحار الانوار، ج 25، باب 6، ص 212 تا 236.

|
سلام بر پيامبري كه در كودكي ماه را دونيم كرد . سلام بر پيامبري كه رحمةً للعالمين است . سلام بر پيامبري كه أشرف مخلوقات است . سلام بر پيامبري كه خاتم النّبيّين است . سلام بر پيامبري كه تنها سوار براق و رَفرَف است . سلام بر پيامبري كه از او با سفرإسرا و معراج پذيرايي مي شود . سلام بر پيامبري كه از خداوندش در عرش أعلي نماز را به أرمغان مي آورد . سلام بر پيامبري كه حيوانات به او پناه مي آورند . سلام بر پيامبري كه جن ها با شنيدن قرآنش ايمان مي آورند . سلام بر پيامبري كه داراي بهترين صدا و زيباترين چهره است . سلام بر پيامبري كه با كمك رساني پيرزن موجب ايمان آوردنش مي شود . سلام بر پيامبري كه در هيچ جنگي به دشمن خود شبيخون نمي زند . سلام بر پيامبري كه بازي با كودكان نماز اول وقتش را به تأخير مي اندازد . سلام بر پيامبري كه با شهادت دندانش ، أويس قَرَني تمام دندان هايش را از دور بيرون مي آورد . سلام بر پيامبري كه درختان را عضوي از أعضاي خود مي داند . سلام بر پيامبري كه بر حصير مي خوابد . سلام بر پيامبري كه نماز شب بر او واجب است . سلام بر پيامبري كه اگر او نبود أفلاك خلق نمي شد . سلام بر پيامبري كه از ازل نامش در عرش رحمان در كنار نام پروردگار بوده است . سلام بر پيامبري كه به شفاعت كبري محشر مفتخر است . سلام بر پيامبري كه انگشتر خود ، با عنوان « محمّد رسول الله » را با خود به دستشويي نمي برد. سلام بر پيامبري كه ملائكه در سوگ وفاتش در مشارق و مغارب مي ناليدند . سلام بر پيامبري كه در حجّة الوداع ، 63 رأس حيوان به عدد عمر مباركش قرباني مي كند . سلام بر پيامبري كه بردگان ستمديده را پادشاه و پادشاهان ستمگر را برده مي سازد . سلام بر پيامبري كه در دينش هيچ اجباري وجود ندارد . سلام بر پيامبري كه خداوند او را با إلهام ، محمّد نام گذاشت . سلام بر پيامبري كه پدر و مادر را در غربت و در كودكي از دست داده است . سلام بر پيامبري كه همچون تمام أنبياء الهي ، چوپاني كرده است . سلام بر پيامبري كه يكي از پيامبران (عيسي)در نماز جماعت، پشت سر امّت او (مهدي) مي ايستد . سلام بر پيامبري كه خدا و ملائكه بر او صلوات مي فرستند . سلام بر پيامبري كه داراي خـُلـُق ٍعظيم است . سلام بر پيامبري كه زحمات تشكيل حكومت اسلامي را بر خود هموار ساخت . سلام بر پيامبري كه مصائبي چون محاصره را تحمّل نمود . سلام بر پيامبري كه در پرونده نبوّتش اصطلاحاتِ اسلام ، تعذيب ، محاصره ، غزوه ، شهادت ، هجرت و معراج ديده مي شود . سلام بر پيامبري كه از زن (حقوق بشر) و عطر(دين نظافت) و نماز (ستون دين) خوشش مي آيد . سلام بر پيامبري كه با نفوذ در قلوب و أحياي فطرت هاي غافل ، پس از چهارده قرن ،بيش از يك ميليارد مسلمان ، امّتش گردند . سلام بر پيامبري كه با إمدادهاي غيبي و باورهاي يقيني ، لرزه بر اندام امپراطوري هاي زمان افكند . سلام بر پيامبري كه صاحب بهترين امّت و صاحب معجزه جاويد (قرآن مجيد) است . سلام بر پيامبري كه رسوم جاهلي را باطل ساخت . سلام بر پيامبري كه دختران را از زنده به گور شدن رهانيد | ||
وَ كَتَبَ (ص) عَهْداً لِحَيِّ سَلْمَانَ بِكَازِرُونَ هَذَا كِتَابٌ مِنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رَسُولِ اللَّهِ سَأَلَهُ الْفَارِسِيُّ سَلْمَانُ وَصِيَّةً بِأَخِيهِ «مَهَادِ بْنِ فَرُّوخِ بْنِ مَهْيَارَ» وَ أَقَارِبِهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ عَقِبِهِ مِنْ بَعْدِهِ مَا تَنَاسَلُوا مَنْ أَسْلَمَ مِنْهُمْ وَ أَقَامَ عَلَى دِينِهِ.
سَلَامُ اللَّهِ أَحْمَدُ اللَّهَ إِلَيْكُمْ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَمَرَنِي أَنْ أَقُولَ «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ» أَقُولُهَا وَ آمُرُ النَّاسَ بِهَا وَ الْأَمْرُ كُلُّهُ لِلَّهِ خَلَقَهُمْ وَ أَمَاتَهُمْ وَ هُوَ يَنْشُرُهُمْ وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ثُمَّ ذَكَرَ فِيهِ مِنِ احْتِرَامِ سَلْمَانَ إِلَى أَنْ قَالَ:
«وَ قَدْ رَفَعْتُ عَنْهُمْ جَزَّ النَّاصِيَةِ وَ الْجِزْيَةَ وَ الْخُمُسَ وَ الْعُشْرَ وَ سَائِرَ الْمُؤَنِ وَ الْكُلَفِ فَإِنْ سَأَلُوكُمْ فَأَعْطُوهُمْ وَ إِنِ اسْتَغَاثُوا بِكُمْ فَأَغِيثُوهُمْ وَ إِنِ اسْتَجَارُوا بِكُمْ فَأَجِيرُوهُمْ وَ إِنْ أَسَاءُوا فَاغْفِرُوا لَهُمْ وَ إِنْ أُسِيءَ إِلَيْهِمْ فَامْنَعُوا عَنْهُمْ وَ لْيُعْطُوا مِنْ بَيْتِ مَالِ الْمُسْلِمِينَ فِي كُلِّ سَنَةٍ مِائَتَيْ حُلَّةٍ وَ مِنَ الْأَوَاقِي مِائَةً فَقَدِ اسْتَحَقَّ سَلْمَانُ ذَلِكَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ.»
ثُمَّ دَعَا لِمَنْ عَمِلَ بِهِ وَ دَعَا عَلَى مَنْ أَذَاهُمْ وَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
سلام خدا بر شما. ستايش ميكنم خدا را. همانا خداوند متعال به من امر كرد كه بگويم: «هيچ معبودي جز الله نيست. او يكتاست و شريكي ندارد.» من نيز اين سخن را گفته و مردم را به آن امر نمودم. تدبير همهي امور عالم متعلق به خداست. او انسانها را خلق كرد و آنها را ميميراند و آنها را برخواهد انگيخت و به سوي او برخواهند گشت.
پيامبر اسلام (ص) آنگاه در اين نامه مطالبي را در احترام و تجليل از شخصيت سلمان فارسي ذكر كرد تا اينكه فرمود:
من از خانوادهي سلمان ذلت در پرداخت جزيه، پرداخت جزيه، خمس، ماليات و ساير هزينهها و تكاليف مالي را رفع نمودم.
پيامبر (ص) امر كرد كه اگر خانوادهي سلمان چيزي از شما خواستند به آنها عطا كنيد و اگر نزد شما دادخواهي كردند به داد آنها برسيد و اگر به شما پناه آوردند به آنها پناه دهيد و اگر خطايي مرتكب شدند از خطاي آنها درگذريد و اگر بدي به آنها شد مانع شويد و هر سال از بيت المال مسلمين دويست جامه و صد اواقي به آنها عطا كنيد. به تحقيق سلمان از جانب رسول خدا مستحق چنين عنايتي شد.
سپس رسول خدا براي كسي كه به اين عهد عمل كند دعا و كسي كه آنها را بيازارد نفرين كرد. كتابت اين نامه را اميرالمؤمنين علي (ع) بر عهده داشت.
(بحارالأنوار ج : 18 ص : 135و 134- المناقب ج : 1 ص : 111)
او تا کنون پنج بار به اتهام توهین به جمعیت مسلمان فرانسه محاکمه شده است.
بریژیت باردوی هفتاد وسه ساله فرانسوی تا کنون چهار بار به جرم فعالیتهای تحریک آمیز برای ایجاد نفرت نژادپرستانه و همچنین اظهارات ضد اسلامی و ضد مسلمانان مجرم و به پرداخت جریمه محکوم شده است.
خانم باردو پس از کناره گیری از صنعت سینما در دهه 1970 به انجمنهای دفاع از حقوق حیوانات پیوست و به یکی از سرشناس ترین فعالان حقوق حیوانات تبدیل شد.
او همچنین به اظهارنظر و موضعگیری های تند علیه جمیعت مسلمان فرانسه شهرت دارد.
این بار او به خاطر نامه ای محاکمه شد که سال گذشته در انتقاد از عید قربان مسلمانان به نیکولا سارکوزی وزیر کشور آن زمان و رئیس جمهور کنونی فرانسه، نوشت.
در این نامه که بعدها از سوی بنیاد بریژیت باردو هم منتشر شد آمده بود وی از حضور و تأثیر مسلمانان در کشورش خسته شده است و مسلمانان را باعث ویرانی فرانسه می داند.
بریژیت باردو در این نامه از رسم قربانی کردن گوسفندان و دیگر احشام در مراسم عید قربان انتقاد کرده و نوشته بود فرانسه را کسانی اشغال کرده اند که گوسفندان را قتل عام می کنند، علیه همجنسگرایان کتاب منتشر می کنند و مهاجرت غیرقانونی و بیکاری را رواج می دهند.
خانم باردو در آن نامه از مسلمانان خواسته بود قبل از ذبح احشام به آنها داروی بی حسی تزریق کنند.
به دنبال انتشار این نامه، یکی از گروههای ضد نژادپرستی در فرانسه از این هنرپیشه به دادگاه شکایت کرد.
دادیاری که این بار به پرونده بریژیت باردو رسیدگی و علیه او اقامه دعوی کرد گفته بود که از محاکمه پی در پی او به خاطر اظهارات خصمانه اش علیه مسلمانان و فعالیتهایش در جهت ترویج نژادپرستی خسته شده و این بار به دنبال مجازات سنگین تری برای اوست.
فرانسه اقامتگاه پنج میلیون مسلمان است که هشت درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند و بزرگترین جامعه مسلمان اروپا محسوب می شوند.
قوانین ضد نژادپرستی در فرانسه مانع ترویج فعالیتهای تحریک آمیز نژاد پرستانه است و با هر گونه فعالیت علیه ادیان در این کشور مقابله می شود.

همه اديان آسماني اعم از مکاتب الهي يا غيرالهي به يک منجي يا حداقل به يک قهرمان ايمان دارند و براي ظهور آن لحظه شماري مي کنند. به عبارتي آموزه ظهور منجي موعود يکي از آموزه هاي مشترک و فراگير اديان آسماني است. انسان ها به استناد منابع تاريخي و آثار باستان شناسي از ديرباز و از هنگام عصر اسطوره اي در انتظار ظهور يک منجي بوده اند. منجي در اديان آسماني زرتشت، يهوديت و مسيحيت با تصويري نزديک وجود دارد. از “سوشيانت” يا “سوشينت” در آئين زردشتي و “مسيح” يا “ماشيح” در يهوديت و مسيحيت به عنوان منجي نام برده شده است. چنين نام هايي با “مهدي” در اسلام متشابه است. اين اسامي به همراه اهداف و ويژگي هاي که براي منجي در اين اديان اعلام شده بيانگر آرمان مشترک بين بشريت و اديان آسماني در ظهور منجي موعود است.
مهمترين ويژگي هاي مشترک منجي موعود در اديان آسماني سه گانه فوق چنين است: 1- تقدير الهي در پيروزي حکومت حق و شکست باطل 2- نقش رهبري ديني در برقراري وضعيت آرماني و موعود 3- برقراري حکومت ديني به دست منجي موعود و نابودي حکومت هاي ظالمانه و ستمگر 4- حاکميت دين بر زندگي انسانها و بسط و گسترش عدالت. در اسلام نيز آموزه مهدويت و ظهور فردي از سلاله پاک پيامبر گرامي اسلام(ص) يکي از مسائل اجتماعي و اتفاقي مسلمانان مي باشد. اين آموزه در نزد شيعيان از مسلمات مذهب تشيع است و اهل تسنن نيز به رغم اختلاف با مذهب شيعه درباره مسئله جانشيني پيامبرگرامي اسلام، در مسئله مهدويت اتفاق نظر دارند. “شيخ عبدالحسن العباد” از علماي وهابي و نيز “شيخ عبدالعزيز بن باز” عالم برجسته وهابي و مفتي اعظم سعودي بر اصالت اعتقاد ظهور مهدي(عج) از سلاله امام علي(ع) تاکيد کرده اند. به عبارتي مسلمانان (شيعه و سني) درباره آينده، اعتقاد مشترکي دارند. يکي از اين مسلمات اعتقاد به تحقق حکومت جهاني اسلامي به رهبري حضرت مهدي(عج) از سلاله پاک پيامبرگرامي اسلام(ص) است. چنين حکومتي بر محوريت رهبري ديني استوار است و رهبري ديني در آن نقش اساسي دارد. مبناي چنين حکومتي نيز قوانين شرعي خواهد بود. بدون ترديد دين پيامي آسماني براي تمام انسانها و در تمامي ادوار مي باشد. عمده مذاهب و اديان آينده نگر با نگاهي خوش بينانه آينده تاريخ را عصري مطلوب براي تحقق مدينه فاضله مي دانند. اين اديان ظهور منجي را موجب تحقق مدينه فاضله براساس الگوي ديني مي دانند و به انتظار فرا رسيدن چنين روزي هستند. هرچند از آموزه مهدويت و منجي گرايي سوءاستفاده هايي در طول تاريخ شده است و همواره برخي از افراد بيماردل، جاهل و هواپرست از اين آموزه ها سوءاستفاده کردند و با اين هدف به ادعاهاي واهي پرداختند اما آنان به هدف شوم خود نرسيدند و سياهي را در کارنامه و حيات دنيوي خود به ثبت رساندند. ظهور منجي از نشانه هاي قاعده لطف خداوند است و خداوند کريم نيز اين قاعده را شامل حال بندگان خود خواهد کرد. پيامبراسلام(ص) در اين خصوص فرمودند: “حتي اگر فقط يک روز از عمر زمين باقي مانده باشد، خداوند مردي از ما را خواهد فرستاد که جهان را پر از عدل کند آنگاه که پر از ظلم شده باشد.” آيات زيادي در قرآن کريم به غايات لطف اشاره دارند. روشن است که هدف از ارسال رسولان و بعثت انبيا هدايت به راه راست و بيم دادن و بشارت دادن و رفع اختلاف ها و اجراي عدالت و قسط است. ان علينا للهدي همانا، بر ماست هدايت کردن اين آيه شريفه از مواردي است که دلالت دارد بر اينکه هدايت، از جمله صفاتي است که از ساحت قدسي خداوند جدايي ناپذير است.
سرانجام اينکه براساس چنين آموزه مشترکي مي توان اديان و بويژه مسلمانان را به نوعي همفکري و همکاري دعوت کرد تا بشريت براساس هدف عالي و الگوي مدينه فاضله عصر موعود زندگي امروزي خود را سامان و نظم دهد. بخشي از سرگرداني بشر امروز حاصل عدم همفکري و همکاري بين آنان است. يکسويه نگري وعدم تعامل مثبت بين اديان، موجب تحميل رنج ها و دردها بر بسياري از انسانها شده است. بشر امروز بايد براساس قاعده لطف خداوند و اميد به انتظار مسير زندگي خود را سامان دهد. ظهور منجي و مهدي موعود(عج) انسانها را از سرگرداني نجات خواهد داد و عدالت را برپا خواهد کرد. عدالتي که همه محرومان، مستضعفان و مظلومان جهان در انتظار آنند.
در انتظار ظهورش به خیمه او به انتظار می نشینیم.
مهدی باور و مهدی یاور باشیم
التماس دعا.
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس علامه محمدرضا حكيمي مقدمه مبسوطي بر كتاب «شهر گمشده» نوشته و در بخشهاي پاياني با اشاره به شجاعت حضرت زهرا (س) و با بيان اينكه اگر ايشان به حمايت از امامت قرآني بر نميخاست «فاطمه فاطمه نبود، در حالي كه فاطمه فاطمه بود، و تا ابد فاطمه فاطمه است...» چنين روايت كرده است: | |||
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، «حسين كهفي» در مقالهاي با نام «قرآن و عترت؛ نبوت مستمر» به نقد اين اثر پرداخته است. متن كامل اين مقاله در پي ميآيد: | |||
| |||
|
به گزارش خبرنگار فرهنگي خبرگزاري فارس، اين كتاب در حاشيه همايش علمي «پيامبر اسلام(ص) عرفان و معنويت نو» عرضه شد. | |||
چون اوست که تداوم آدم است...
گاهی چشم بشر به مریم دوخته میشود
چون او تداوم روح القدس است
گاهی چشم بشر به فاطمه دوخته میشود
چون ایشان تداوم رسول خداست
گاهی چشم بشر به زینب دوخته میشود
چون تداوم حسین است
...و حسین تداوم هستی است!!!
نقطه پرواز احمد در حراست
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، «حسين كهفي» در مقالهاي با نام «قرآن و عترت؛ نبوت مستمر» به نقد اين اثر پرداخته است. متن كامل اين مقاله در پي ميآيد: | |||
| |||
|
به گزارش فارس به نقل از اداره كل روابط عمومي و اطلاعرساني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، پاپ بنديكت شانزدهم و مهدي مصطفوي مشاور رئيس جمهور، روز گذشته در واتيكان ديدار و گفتوگو كردند. | |||















![]() |
دوستان خوبم...
خدا خیلی مهربان است
من الان دارم حرکت میکنم...برای میهمانی او...مکه
خودم عددی نیستم
دارم قلبهای پاک شما را می برم تا به خدا پیوند بزنم
پیوند مال شما...
حمالی اش مال من...
روز سه شنبه ساعت ۱۱ شب
بمدت ۵ شب با یک لبیک الهم لبیک...
با من همراه شوید
اگر نمردم ۱۳ روز دیگر بر میگردم
...مرا حلال کنید
